أبو علي سينا
32
قراضه طبيعيات ( فارسى )
جواب « 1 » - از بهر آنك « 2 » چون انگشت بقاطع « 3 » پيچيده همىگردد « 4 » آن را به دو چيز همى « 5 » ادراك كند تا « 6 » چنان پندارد كه دو است و « 7 » مثال اين آنست كه هرگاه كه « 8 » مردم « 9 » خود را احول « 10 » بعمد « 11 » كند و به چيزى نگرد آن چيز را « 12 » دو بيند از بهر آنك « 13 » دو شعاع چشم بر يك دگر « 14 » متقاطع همىگردد « 15 » چنانك شعاع چشم راست بسوى « 16 » چپ رود و « 17 » شعاع چشم چپ سوى راست رود « 18 » و بدان « 19 » چيز رود و آن را « 20 » ادراك كند « 21 »
--> ( 1 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد . ( 2 ) - ت : از بهر آن را كه . ( 3 ) - ت : متقاطع . س : مقاطع . ( 4 ) - ت : مىشود . ( 5 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 6 ) - س : و ( بجاى تا ) . ( 7 ) - اين حرف از نسخهء س افتاده است . ( 8 ) - ت اين كلمه را ندارد . ( 9 ) - م و ت : مردم احول . ( 10 ) - م و ت : مردم احول . ( 11 ) - م و ت : تعمّد . س اين كلمه را ندارد . ( 12 ) - اين كلمه از نسخهء م افتاده است . ( 13 ) - ت : آنكه . س : آنكه آن را كه . ( 14 ) - ت و س : يكديگر . ( 15 ) - ت : مى . ( 16 ) - م : سوى . ( 17 ) - از اينجا تا « و آن چيز » از نسخهء ت افتاده است . ( 18 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 19 ) - م و س : و آن چيز را كه . ( 20 ) - م و س : و آن چيز را كه . ( 21 ) - م : كنند .